تبليغاتX
علی مظلومترين مرد تاريخ قال رسول الله صلی الله علیه و آله: « یاعلی! کذب من زعم انه یحبنی و هو یبغضک یاعلی! دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که بغض تو را در دل دارد. بحارالانوار ج39 /269
اقرار!! 

ابن ابی الحدید، دانشمند سنی مذهب و شارح نهج البلاغه در توصیف امیرالمؤمنین می‌نویسد:

چه گویم درباره مردی كه حتی دشمنان و ستیزگران با او هم،

                                        سر به آستان فضائلش فرود آورده‌اند

                                              و انكار مناقب و كتمان فضائل او را تاب نیاوردند،

 (سپس با اشاره به مطالب قبلی خود ادامه می‌دهد)

و تو دانستی كه بنی‌امیه (و به ویژه معاویه)

            چون به حكومت اسلامی در شرق و غرب زمین چیره شدند،

                      به هر نیرنگی در خاموش كردن نور علی بن ابی طالب كوشیدند

                                                                و حقایق را بر علیه او تحریف كردند،

عیب‌هایی برای او جعل و بر روی منابر لعنش كردند،

                                           مدح‌گویان او را تهدید كردند،

                                                                      به حبس كشیدند،

                                                                                             كشتند

و از نقل روایاتی كه حاوی فضائل و مایه بلند آوازگی او می‌شد جلوگیری نمودند،

تا آنجا كه اجازه نمی‌دادند نام او بر كسی نهاده شود،

                    اما این حیله‌ها جز بر والایی و سرافرازی او نیفزود،

                      همچون مُشك كه هر چه بر آن سرپوش نهند، بویش بپیچد

                                  و چنان خورشید كه چهره‌اش با كف دستی پوشیده نگردد

و چون روز روشن كه اگر چشم بر آن ببندی، دیدگان بسیاری آن را می‌بیند.

(شرح نهج البلاغه، 1/17)

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت
چرا به امیرالمومنین علی علیه السلام قسیم النار و الجنه می گویند؟ 

در روایاتی که در کتب شیعه و سنی امده از پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام نقل شده است که : امیرالمومنین علی علیه السلام قسیم النار و الجنه هستند.

 

برای جواب به این سوال که چرا این لقب را به امیرالمومنین علیه السلام داده اند باید به سراغ روایات برویم:

  از مفضل بن عمر نقل شده است که گفت به امام صادق عليه السلام عرض کردم به چه علت اميرالمومنين علي بن ابي طالب قسيم الجنه و النار گفته شده است ؟ حضرت فرمودند : به خاطر اينکه دوست داشتن او ايمان و دشمن داشتن او کفر است ، و همانا بهشت براي اهل ايمان آفريده شده است و  نار براي اهل کفر خلق شده است بنابر اين حضرت علي عليه السلام به اين علت قسيم الجنه و النار است بنابر اين در بهشت وارد نمي شود مگر اهل محبت و دوستي با او و وارد آتش نمي شود مگر اهل دشمني با او .

علل الشرايع ج 1 ص 162

 

همچنين در روايت ديگري از امام رضا عليه السلام آمده است :

 ابا صلت هروي نقل کرده است که روزي مامون به امام رضا عليه السلام گفت : يا اباالحسن ما را از پدرت اميرالمومنين آگاه ساز که به چه علت قسيم الجنه و النار خوانده شده است و اين به چه معنا است که اين مطلب فکر مرا مشغول ساخته است پس امام رضا عليه السلام به او فرمودند اي مامون آيا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل نکرديد که گفت از رسول خدا شنيدم مي فرمايند: حب علي ايمان و دشمني با علي کفر است ؟ پس مامون پاسخ داد آري پس حضرت فرمودند : پس تقسيم مي کند بهشت و دوزخ را زماني که ايمان و کفر بر اساس حب و بغض او باشد پس بنابر اين او قسيم الجنه و النار است.

عيون اخبار الرضا ج 1 ص 92.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت
امام علي(علیه السلام ) عين الله و يدالله  

علامه اميني (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدير) در يكي از سفرها در مجلسي شركت كرد، يكي از علماي اهل تسنّن به او گفت:

« شما شيعيان در مورد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ غلو و زياده‌روي مي‌كنيد، مثلاً او را با لقب «يَدُالله»، «عَيْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... مي‌خوانيد، توصيف صحابه، تا اين حد، نادرست است.»

علاّمه بي‌درنگ جواب داد:اگر عمر بن خطاب، علي ـ عليه السّلام ـ را با چنين القابي خوانده باشد، چه مي‌گوييد؟

 او گفت: سخن عمر براي ما حجت است.

علامه اميني در همان مجلس، يكي از كتاب‌هاي اصيل اهل تسنّن را طلبيد، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌اي از آن را گشود كه در آن صفحه اين حديث آمده بود:

«مردي به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمي، نگاه نامشروع كرد، حضرت علي ـ عليه السّلام ـ او را در آن حال ديد، با دست، ضربه به صورت او زد و به اين ترتيب او را مجازات كرد. او در حالي كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسيار ناراحت بود، به عنوان شكايت از علي ـ عليه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد راي عين الله و ضرب يدالله: «همانا چشم خدا ديد و دست خدا زدكنايه از اينكه: چشم علي ـ عليه السّلام ـ آنچه مي‌بيند خطا نمي‌كند، زيرا چشم او چشمي است كه آميخته با اعتقاد به خدا است و چنين چشمي، اشتباه نمي‌كند، و دست علي ـ عليه السّلام ـ نيز جز در راه رضاي خدا حركت نمي‌نمايد. سؤال كننده وقتي كه اين حديث را ديد مطلب را دريافت، و قانع شد. (یكصد و يك مناظره، محمّد محمّدي اشتهاردي، ص 197)

 

و چه مظلوم است مردی که اینچنین او را می شناسند

و بر فضائل انکار ناپذیرش اعتراف می کنند

اما ناجوانمردانه حقش را غصب می کنند و ....

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت
ایمان و عبادت مولا علی علیه السلام 
على عليه السلام در ايمان و تقوى و زهد و عبادت و يقين منحصر به فرد بود. در اينمورد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند :لو ان السموات و الارض وضعتا فى كفة و وضع ايمان على فى كفة لرجح ايمان على .

يعنى اگر آسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان على در كفه ديگر گذاشته شوند بطور حتم ايمان على بر آنها فزونى ميكند. (غاية المرام طبع قديم ص 509-فضائل الخمسه جلد 1 ص 191.)

على عليه السلام با عشق و حب قلبى خدا را عبادت ميكرد زيرا عبادت او براى رفع تكليف نبود بلكه او محب حقيقى بود و جز جمال دلرباى حقيقت چيزى در نظرش جلوه‏گر نميشد.

على عليه السلام در تقواى دينى و عبادت چنان كوشا بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسانى كه از تندى على عليه السلام در نزد وى گله ميكردند فرمود:على را ملامت نكنيد زيرا او شيفته خدا است  ! (شيعه در اسلام نقل از مناقب خوارزمى ص 92-تلخيص الرياض جلد 1 ص 2.)

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت
سه حدیث از مولا امیر المومنین علی علیه السلام  

افراط و تفريط

«هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال»


دو تن به خاطر من هلاك شدند: دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت.


پايان ناگوار گناه

«أُذْكُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ»


به ياد آريد كه لذّتها تمام شدنى است و پايان ناگوار آن بر جاى ماندنى.


سه ظالم

«أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعينُ عَلَيْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ»


شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شريكاند.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در جمعه بیست و سوم دی 1384 و ساعت
علي (علیه السلام) تنهاست! 

چه كسي تنها نيست؟؟

كسي كه با همه و در سطح همه است.

كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد.

احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند.

و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است.

هيچكدام از آنها در سطح او نيستند.

مي خواهد دردش را بگويد،

حرفش را بزند،

گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.

رنج بزرگ يك انسان اين است كه  عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.

 نيمه شب به طرف نخلستان مي رود، آنجا هيچكس نيست، مردم راحت آرميده اند، هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است، و اين مرد تنها،‌ كه روي زمين خودش را تنها مي يابد، با اين زمين و اين آسمان بيگانه است، و فقط رسالت و وظيفه اش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده.

ولي وقتي به خودش بر مي گردد مي بيند كه تنهاست.

شبانه به نخلستان مي رود، و باز براي اينكه ناله او بگوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلوده اي نرسد، سر در حلقوم چاه فرو ميكند و مي گريد.

اين گريه از چيست؟؟؟

افسوس كه گريه او يك معما براي همه است، زيرا حتي شيعيان او نمي دانند علي چرا  مي گريد.

از اينكه خلافتش غصب شده؟

از اينكه فدك از دست رفته؟

از اينكه فلاني روي كار آمده؟

از اينكه او از مقامش...؟

از اينكه همسرش را...؟، از اينكه...؟، از...؟

علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع        نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده اند، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست.

از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است!!

در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است.

او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟

اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست.

اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است.

درد علي (ع) دو گونه است:

يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر، دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است.

ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا  نمي شناسيم!!

بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس  نمي كنيم.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در جمعه بیست و سوم دی 1384 و ساعت
قطره اي از درياي بيكران  
1ـ محبت

يـكـى از معيارهايى كه مى تواند براى تعيين رهبر جامعه اسلامى پس از رسول گرامى اسلام (ص ) تـعـيين كننده باشد, ميزان علاقه و محبت آن حضرت به افراد است تا جايى كه تاريخ موفق به نقل حالات مسلمانان و وقايع صدر اسلام شده و راويان حديث از خود به يادگار گذاشته اند, هيچ كس به اندازه على (ع ) مورد علاقه پيامبر اكرم (ص ) نبوده است به طورى كه ابن حجر در كتاب صواعق نوشته است : ((على (ع ) محبوبترين مردان نزد رسول خدا بوده است )) . آن حضرت نه تنها خود على (ع ) را بشدت دوست مى داشت , مسلمانان را نيز به محبت او مى خواندو دوستى او را به مثابه يك زمان الهى به همه ابلاغ مى كرد گاه مى فرمود: ((خدا از من بيشتر دوستش دارد)). و يا: ((محبوبترين مردم نزد خدا على است )).

2ـ آزار على , آزار رسول (ص ) است

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. هركس على را بيازارد مرا آزرده است ,. من آذى عليا فقد آذانى

 3ـ سب على , سب رسول (ص ) است

پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. هركس به على بد بگويد, به من بد گفته است و هر كس به من بد بگويد به خدا بد گفته است و هر كس به خدا بد بگويد, خدايش به رودر آتش جهنم مى افكند

4ـ جدايى از على , جدايى از رسول الله (ص) است.

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. هـركس از على (ع ) جدا شود از من جدا شده و هر كس از من جدا شود از خدا جدا شده و هركس از من جدا شود از خدا جدا شده است ,. من فارق عليا فارقنى و من فارقنى فارق اللّه عزوجل

5ـ جنگ با على , جنگ با پيامبر است

 ابوهريره مى گويد: پيامبر اكرم (ص ) على (ع ) و فاطمه و حسن و حسين (ع ) را ديد فرمود: هركس با شمابجنگد, من با او مى جنگم و هر كس با شما در صلح باشد با او در صلحم , انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم

 6ـ علی پرچم هدايت

پيامبر اكرم (ص ) به ابابرزة فرمود:. خـداونـد تـعـالـى دربـاره عـلـى بـن ابـى طـالـب (ع ) به من فرموده است : او پرچم هدايت , نشانه ايمان ,پيشواى دوستان خدا و پرتو روشنايى بخش همه كسانى است كه خدا را اطاعت مى كنند,. يـا ابـابرزة ان رب العالمين عهد الى عهدا فى على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه وآله فقال : انه راية الهدى و منار الايمان و امام آوليائى و نور جميع من اطاعنى .

7ـ على و حق

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. على با حق است و حق با اوست , به هر طرف كه بچرخد,. على مع الحق و الحق معه حيثما دار.

8ـ حق و على

پیامبراکرم (ص) فرمود:. على به هر سوى بچرخد حق با اوست ,. الحق مع على حيث دار

 9ـ على , حق و قرآن

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. عـلى با حق و قرآن است و حق و قرآن همراه على است , از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر به من برسند,. على مع الحق و القرآن و الحق و القرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا على الحوض

 10ـ على و قرآن

 پيامبر اكرم فرمود:. على با قرآن است و قرآن با على است , از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من واردشوند,. على مع القرآن والقرآن مع علي لا يفترقان حتى يردا على الحوض

 11ـ على (ع ) به منزله كعبه

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. يا على ! تو به منزله كعبه اى كه همه به سوى او مى آيند, ولى او به سوى كسى نمى رود, انت بمنزلة الكعبة تؤتى و لا تاتى . و فرمود:. مثل على در ميان شما مثل همين كعبه است كه نگاه كردن به آن عبادت و حج آن واجب است . مثل علي فيكم كمثل الكعبة المتسورة النظر اليها عبادة والحج اليها فريضة

 12ـ على (ع ) باب آمرزش

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. عـلـى بـاب آمـرزش اسـت , هـركـس از اين باب داخل شود مؤمن است و هر كس از آن خارج شود كافراست ,. على باب حطة فمن دخل منه كان مؤمنا و من خرج منه كان كافرا

 13ـ ميزان ايمان

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. اى على ! اگر تو نباشى پس از من مؤمنين شناخته نمى شوند,. لولاك يا على ما عرف المؤمنون من بعدى

 14ـ علی: جدا كننده حق از باطل

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. اى على تو جدا كننده حق از باطلى ,. انت الفاروق بين الحق والباطل

15ـ نشانه ايمان

 پيامبر اكرم (ص ) فرمود:. اى على ! من تو را به عنوان نشانه اى بين خود و امتم قرار دادم , هركس از تو پيروى نكند كافر است . جعلتك علما فيما بينى و بين امتى فمن لم يتبعك فقد كفر

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت