تبليغاتX
علی مظلومترين مرد تاريخ قال رسول الله صلی الله علیه و آله: « یاعلی! کذب من زعم انه یحبنی و هو یبغضک یاعلی! دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که بغض تو را در دل دارد. بحارالانوار ج39 /269
ماه رمضان هم تمام شد 

خوش به حال کسانی که به خدا رسیدند

خوش به حال کسانی که به سوی خدا برگشتند

خوش به حال کسانی که تصمیم گرفتند در راه خدا بمانند

اما!!!

گر چه برای به خدا رسیدن هیچ وقت دیر نیست ولی فرصت طلایی را از دست ندهیم

شبهای آخر ماه رمضان است!

عجله کنید! 

 

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت
آیا برای حقانیت عقاید شیعه دلیلی وجود دارد؟ 

شيعه را چگونه مى توان از قرآن ثابت كرد، بعضی از اهل سنت از  شیعه در رابطه با شهادت به ولايت على عليه السلام در رابطه با نماز، معصومين، مهدى، عزادارى، و ماتم دلیل قرآنی می خواهند، در این باره چه پاسخی دهیم؟

 جواب:

اساس اختلاف ما با سنی ها در مسأله خلافت و جانشينى است شيعه اعتقادش آن است كه همچنانكه تعيين پيامبران و رسولان الهى با خداوند متعال است، جانشين آنان نيز مانند ايشان هدايت امت و سعادت دنيا و آخرت را مى خواهد تضمين كند و لذا او نيز بايد از طرف خداوند تعيين شود ( الله يعلم حيث يجعل رسالته ) خداوند مى داند كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد، و نيز او مى داند كه جانشين رسولانش چه كسانى بايد باشند و هر پيامبرى كه آمد جانشين خود را به مردم معرفى نمود و اين امر را به اختيار مردم نگذاشت، خداوند در قرآن مى فرمايد: ( و ربك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيرة ) همچنانكه خداوند هر كه را بخواهد مى آفريند همچنين هر كه را بخواهد از بين مخلوقاتش بر مى گزيند و انتخاب مى كند و احدى را در اين رابطه اختيارى نيست . ولى دشمنان شيعه گويند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بعد از خودش كسى را تعيين نكرده و اين امر را به دست مردم سپرده است . در مناظره قبل از ورود به مطرح شده ، باید از سنی ها پرسید که  چگونه عقل به خود اجازه مى دهد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه اول شخص عالم امكان و بزرگترين خردمند است از اين امر مهم غفلت كرده باشد و مردم را در مسأله خلافت به خود واگذار نموده باشد پيامبرى كه خود خبر از ارتداد اين امت بعد از خود داده، پيامبرى كه هر گاه براى خارج شدن چند روزه از مدينه به جاى خود جانشين مى گذارد، پيامبرى كه در جنگها فرمانده آن را خود معرفى مى فرمود و در تمام اين جهات مسأله را به مردم واگذار نمىكرد چگونه با رفتن خود، از اين مسأله غفلت كرده باشد كه ابوبكر و عمر به عنوان ترس از فتنه !! با عجله به سقيفه رفتند تا شيرازه اسلام نپاشد، آيا اين جسارت نيست يعنى آيا ايندو براى اسلام از كسى كه اصل اين دين را آورده دلسوزيشان بيشتر بود و آيا فاطمه زهرائى (عليها السلام) كه بيعت با ابوبكر ـ به اقرار بخارى در صحيحش ـ نكرده با اسلام و ثبات آن مخالف بوده است؟ متاسفانه هیچکدام از اهل علم سنی ها به این سوالات جواب قانع کننده ای نداده اند.

اما برای اثبات حقانیت شیعه و سوالات مطرح شده باید گفت آيات بسيارى در قرآن است كه حقانيت مذهب ما را در ابعاد مختلف اثبات مى كند، آياتى كه بيان مى كند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در زمان حيات خود خلفاء و جانشينانش را معرفى فرمود، آياتى همچون آيه مباركه ( انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون ) كه ولايت را منحصر به خداوند و پيام آورش و مؤمنين كه در حال ركوع نماز زكات داده اند فرموده ولايتى كه همان متصدى شدن امر دنيا و دين است . كه در بيان اين آيه از جهت شأن نزول آمده: آن امير المؤمنين بوده كه در حال ركوع انگشتر بخشيده است و از جهت دقت در خود دلالت اين آيه و نكاتى كه آمده، اوصاف گفته شده منطبق بر امير المؤمنين و اولاد معصومين اوست . براى توضيح بيشتر در اين آيه بايد سؤالات بعدى خود را مطرح كنيد چه اينكه نكاتى است كه احتياج به توضيح دارد و مرحوم شيخ مفيد در كتاب الافصاح در اين مورد مطالبى بس ارزنده دارند . آيه ديگرى كه مى توان مطرح نمود. آيه مودت است كه: ( قل لا أسئلكم عليه أجرا الا المودة فى القربى ) و شكى نيست كه على بن ابيطالب امير المؤمنين عليه السلام از خويشان رسول الله صلى الله عليه و آله بوده اند و خود مولى فرموده من جانشين رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم لذا مودت او در اين است كه مطابعت او شود همچنين فاطمه زهرا عليها السلام يقينا از اقرباء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است و ايشان به نص بخارى كه از مهمترين كتاب هاى دشمنان شيعه است با ابوبكر در قضيه غصب فدك قهر كرده و تا شهادتشان حرف نزدند، و خليفه نبودن او را با بيعت نكردن با او اثبات فرموده و اينكه على بن ابيطالب امير المؤمنين عليه السلام خليفه و جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است را اعلام فرمودند . آيه سومى كه مى توان مطرح كرد آيه ( يا ايها الذين آمنوا اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولو الامر منكم ) است و اولوالأمرى كه اطاعتش به نحو مطلق و بدون هيچ قيد و شرط در طراز و برابر اطاعت خداوند و رسول معرفى شده بايد دارى علم و عصمت باشند و از هر گونه ظلمى در امان باشند و اين اوصاف جز در على بن ابيطالب عليه السلام نيست. آيه چهارم آيه مباركه ( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ) مى باشد، اين آيه مباركه بما مىفهماند كه اكمال دين در زمان حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تحقق پذيرفته، حال سخنان بسيارى مى توان گفت، آيا واقعا تمام مطالب لازم در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم گفته شده پيامبرى كه در رسالت 23 سالة خود دائم در گير با دشمنان خود در مكه بود و بسيار روشن است و در مدينه با هشتاد و اندى جنگ روبرو شدند، كجا رسيدند كه تمام احكام و مسائل مورد نياز را بيان كنند. بلى اكمال دين به نصب خليفه و جانشين خود مى شود كه حال با رفتن من سراغ جانشين و جانشينان بعدى برويد تا حقايق را براى شما كه در زمان من منكشف نشده و در طول زمانها نياز به آن پيدا مى شود بيان دارند. اساسا بپرسيد آيا وجود خليفه و جانشين بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و احكام ديگرى كه حتى به صورت كلى بيانش در كلمات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيامده از دين هست يا نيست؟ اگر از دين باشد حال مى پرسيم آيا پيامبر آنان را بيان كرده يا نه؟ اگر بگوئيد بيان نكرده اكمال دين ديگر نيست و اگر بيان كرده و خليفه خود را تعيين نموده كه در نتيجه احكام ديگر نيز با اين تعيين بيان مى شود، اين همانى است كه شيعه مى گويد. آيه پنجم ( يا أيها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ) كه در رابطه با خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام آمده، البته آيات ديگرى نيز آمده. در موضوع اثبات حقانيت شيعه رواياتى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از منابع عامه و دشمنان اهل بيت عليهم السلام نيز آمده همچون حديث غدير و حديث سفينه و حديث ثقلين و حديث منزلت و حديث حق. و اما در مسأله شهادت به ولايت على عليه السلام در اذان و عزادارى و امثال اين امور در جواب بگوئيد اين مسائل فقهى است و علماء و فقهاء شيعه از روى مدرك و دليل حكم به اثبات آنان و جوازشان فرموده و خلاصه مساله فرعى و فقهى است و علماء ما با ادله آنان را بيان كرده اند كه فعلا محل گنجايش بيان آنان نيست. در رابطه با حضرت مهدى عليه السلام آنقدر روايات از شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و حضرات معصومين عليهم السلام رسيده كه جاى هيچ شبهه اى را نمىگذارد. و اما اينكه بيان داشتيد سنى ها ادعاى احترام نسبت به امام ما دارند و فقط در حد صحابه نزديك قبول دارند در جواب بگوئيد شما اگر دقت كنيد يا بايد ائمه عليهم السلام را امام بدانيد و معصوم، و يا در احترام گذاردن دروغ مى گوئيد.امامان ما خود را جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و معصوم معرفى مى فرمودند و مخالفين اين را قبول ندارند و اين چه احترامى است كه مخالفت با فرموده آنان را قائل باشند و ادعاى محبت كنند. آيا در انسان 2 قلب است كه با يكى فاطمه زهراء عليها السلام را دوست داشته باشيم و با قلب ديگر مخالفين و ظلم كنندگان به اينان را؟ همه مى دانند كه فاطمه زهراء عليها السلام كه پاره تن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است با ابوبكر كه غصب فدكِ او را نموده بود قهر بوده و با او در حال نفرت رفته و شهيد شدند حال كدام را دوست داريد يا ابوبكر و يا دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم؟ پس احترام يا بدون توجه است و يا بايد به آنان توجه داده شود و يا دورغ محض است.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت